The 10th Anniversary of Ahmad Shamlou’s Death- Iran 24 July

The Rise of Citizen Media in Iran

Protest at Sharif University, 12. June 2010

Chant: “Liar liar, where are your 63 % supporters…”

Protest @ Sharif University 12th June, Tehran

The security situation in Tehran’s streets

Tortured and raped for protesting in ‘Doghouse’ prison /جنایات هولناکی که در سلول های انفرادی (سگدونی) علیه زندانیان روی می دهد

Tehran, May 28 – Inmates of a prison cellblock in Karaj known as the “Doghouse” are harassed and tortured; their hands, feet or jaws sometimes broken in brutal treatment by the head of the unit, where they are sent for protesting, Iran Focus has learnt.

Saman Mohammadian and Mohsen Bigvand, two of the Gohardasht Prison inmates in question, are currently hospitalised in the infirmary, and more than a dozen are in solitary confinement, according to human rights and democracy activists in Iran.

Another of the many Doghouse prisoners tortured is Bahram Tasviri, a 30-year-old who has been jailed for six years. Tasviri was thrown in solitary for five days about six weeks ago after protesting insults by Yusefi, a prison official, against his family.

Tasviri requested to call his family but prison officials refused. According to the reports, the Doghouse head, Hassan Akharian, called Tasviri’s mother and told her that her son had passed away and his body was in the hospital for them to collect for burial. Tasviri’s mother had a heart attack and was hospitalised after hearing this news.

Akharian then told Tasviri that his mother had been hospitalised. Tasviri asked to call his family and again he was denied the phone call. This is while his five days in solitary had ended and he was going into the seventh day. But prison officials refused to take him out of solitary. He then asked to see the prison warden, but this request was refused as well. Finally to end the intolerable condition in which he was kept, Tasviri immolated himself. Prison guards stormed his cell and sprayed pepper gas in his eyes and beat him in the face and head with clubs.

Tasviri was taken to another cell used for torturing prisoners while his body was burned. He was shackled and blindfolded and tortured for a long time with clubs. His hands and feet broke as a result. Then he was stripped and sodomised with clubs by Mirza Aqayi, the officer in charge, and two guards named Yusefi and Shirkhani. This defenceless prisoner passed out as a result of the torture and the guards splashed water in his face until he came to and repeated the sexual torture. All the tortures were carried out under the supervision of Hassan Akharian.

Tasviri was then taken back to the solitary cell. He was stripped and left without any covering or blankets on the cement floor of the cell which was dampened by prison guards. Tasviri was kept in this condition for one month with a broken hand and foot and while his body was injured, bruised and bloody. His feet became infected after a while and he went into a coma and prison guards were forced to take him to the infirmary. The infirmary at first refused to take him in because he was near death and did not want to take his responsibility. Finally Dr. Razavi took him in and after he became conscious, told prison officials that he needed an urgent surgery. But Akharian refused and threw him in solitary again until after two days, he was taken for an operation because of pressure from the infirmary.

The Tasviri family filed a suit against the crimes committed against their son in prison and Bahram Tasviri also filed a complaint to the prison inspection department. A person by the name of Reza Torabian has threatened him that if he does not take back his complaint, he will have to face the consequences. There is a chance he will be killed in prison.

On Saturday and Sunday, Akharian beat Tasviri again in front of other prisoners with a baton, trying to pressure him into taking back his complaint.

Other prisoners have the same situation and a number of them are still in solitary. They are Ahmad Ashkan, Reza Jalaleh, Majid Afshar, Mohsen Bigvand, Taqi Nazari, Mehdi Surani (his jaw broke as a result of the tortures and he is in solitary), Qeisar Ismaili, Majid Mahmoudi, Naser Quchanlou, Hossein Karimi, Hamid Ashki, Shir-Mohammad Mohammadi and Hassan Sharifi who has been kept in solitary for six months for no reason and is tortured on a daily basis.

Translated by Iran focus

جنایات هولناکی که در سلول های انفرادی (سگدونی) علیه زندانیان روی می دهد

بنابه گزارشات رسیده به “فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران” پرده برداشتن ازجنایاتی هولناک و غیر قابل تصور که علیه زندانیان بی دفاع در سلولهای انفرادی معروف به سگدونی در بند ۱ زندان گوهردشت بطور سازمان یافته و سیستماتیک روی میدهد.
زندانیان بی دفاع و اسیر که اکثر آنها جوانان هستند بدلیل اعتراض به برخوردها و رفتار های قرون وسطائی رئیس بند حسن آخریان که شکنجه گری بی رحم و جلادی به تمام معنا و همدستان او در این بند و در کل در زندان صورت می گیرد به شکنجه گاه منتقل می شوند. زندانیان بی دفاع به سلولها انفرادی معروف به سگدونی انتقال داده می شوند.

آنها را تحت شکنجه های وحشیانه قرار می دهند که منجر به شکسته شدن دست و پاهایشان می شود که تا به حال چند مورد آن گزارش شده است و در حال حاضر ۲ نفر از آنها در بهداری زندان گوهردشت کرج بستری هستند که به نام های سامان محمدیان و محسن بیگوند می باشند.عمل ضد بشری و جنایتکارانه که علیه تعداد زیادی از زندانیان بکار برده شده است تجاوز جنسی و یا استعمال باتون به زندانی بی دفاع در حالی که به آنها دست بند،پابند و چشم بند زده شده است و پس از شکنجه طولانی و شکستن پا و دستان آنها این شکنجه جنایتکارانه صورت می گیرد. تماس حسن آخریان با مادر یکی از زندانیان و اعلام فوت فرزندش و اینکه می تواند جسد وی را از بیمارستان تحویل بگیرید منجر به سکته قلبی و انتقال این مادر به بیمارستان شد. زندانیان در سلولهایی نگهداری می شوند که فاقد سرویس بهداشتی است و به آنها اجازه استفاده از سرویس بهداشتی داده نمی شود.آنها برای مدتی طولانی گاها تا چند هفته با این وضعیت مواجه هستند/عریان کردن زندانی و گرفتن پتو و تمام امکانات پوششی و مرطوب نگه داشتن کف سلول که سیمانی است و باید زندانی بر روی آن استراحت کند /قطع کامل داروهای زندانی برای مدت طولانی/به صورت روزانه مورد شکنجه قرار دادن زندانی با باتون و پاشیدن گاز فلفل و اشک آورد به درون سلول/پاشیدن محتویان کپسول آتش نشانی به صورت زندانی / توهین خانوادگی به زندانی/ زندانیانی که دست و پای انها شکسته شده است برای مدتی طولانی نگه داشتن در سلول تا دچار عفونت شدید شوند و حتی در آستانه مرگ قرار گیرند/قطع ارتباط کامل زندانی با خانواده و جهان خارج از سلول/ غذا دادن به زندانی در حد زنده ماندن/شکنجه زندانی بدلیل شکایت وی و یا خانواده اتش از شکنجه گران و گرفتن رضایت اجباری از او / قتل زندانیان در زیر شکنجه و اعلام علت آن بعنوان خودکشی و یا مصرف بیش از حد مواد مخدر و موارد متعدد دیگر.
یکی از ده ها زندانی که دچار چنین شرایط هولناکی در سلولهای انفرادی معروف به سگدونی شده است آقای بهرام تصویری ۳۰ ساله و ۶ سال است که در زندان در حالت بلاتکلیف بسر می برد. او در حدود ۶ هفته پیش به دلیل اعتراض به توهینهای خانوادگی پاسداربندی بنام یوسفی برای ۵ روز به سلول انفرادی منتقل می شود.آقای تصویری از آنها می خواهد که به او اجازه بدهند که با خانواده اش تماس بگیرد.اما آنها به او اجازه تماس با خانواده اش نمی دهند . حسن آخریان با خانواده این زندانی تماس می گیرد و به مادر آقای تصویری اطلاع میدهد که فرزندش فوت کرده است و جسد او در بیمارستان است و می تواند جسد او را تحویل بگیرید.مادرآقای تصویری وقتی این خبر را می شنود دچار سکته قلبی می شود و به بیمارستان انتقال می یابد.حسن آخریان بعد از اینکه متوجه می شود که مادر آقای تصویری دچار سکته قلبی شده است و در بیمارستا بستری می باشد به بهرام تصویری خبر سکته و بستری شدن ماردش را می دهد. آقای تصویر خواهان تماس با خانواده می شود و از طرفی ۵ روز سلول انفرادی او پایان یافته و به روز هفتم کشیده شده است اما از خارج کردن او از سلول انفرادی خوداری می کنند.او خواستار ملاقات با رئیس زندان می شود ولی به حرفهای او گوش فرا داده نمی شود. تا اینکه برای پایان دادن به شرایط سخت و طاقت فرسا اقدام به خودسوزی می کند.پاسداربندها به سلول او یورش می برند به چشمانش گاز فلفل و اشک آور می زنند و با باتون به سر و صورت او می کوبند .
زندانی بهرام تصویری بابدنی سوخته به سلولی که محل شکنجه زندانیان است برده می شود و به او دست بند،پابند و چشم بند می زنند و برای مدت طولانی اورا با باتون شکنجه می کنند در اثر این شکنجه ها دست و پای او را شکستند و سپس لباسهای او را از تنش خارج کردند. افسر کشیک فردی بنام میرزا آقایی و دو پاسداربند به نام های یوسفی و شیرخوانی باتون را به او استعمال می کنند. این زندانی بی دفاع در اثر این شکنجه بیهوش می شود و با ریختن آب بر روی او،وی را دوباره بهوش می آورند و شکنجه جنسی دوبار تکرار می شود.تمامی این شکنجه ها با حضور و شرکت حسن آخریان رئیس بند ۱ صورت می گیرد.
سپس زندانی بهرام تصویری به سلول انفرادی بازگردانده می شود.او را عریان می کنند و بدون داشتن پتو و یا هر پوشش دیگری بر روی کف سیمانی سلول رها می کنند و هر از چند گاهی کف سلول آب می ریزند.این زندانی بی دفاع در حالی که پاها و دستانش شکسته شده بود و بدنش مجروح و خونین بود به مدت یک ماه در آن شرایط به حال خود رها شده بود .شکستگی پای او دچار عفونت می شود و او به اغما فرو می رود و ناچارا وی را به بهداری زندان منتقل می کنند. بهداری زندان از تحویل گرفتن او برای مدتی خوداری می کند چونکه در آستانه مرگ قرار داشت و نمی خواست مسئولیت او را بپذیرد. نهایتا فردی بنام دکتر رضوی او را بستری می کند و پس از بهوش آمدن به آنها می گوید باید تحت عمل جراحی فوری قرار گیرد ولی حسن آخریان با عمل جراحی وی مخالفت می کند و او را به سلولهای انفرادی بازمی گرداند که با فشار پزشکان بهداری او بعد از دو روز تحت عمل جراحی قرار می گیرد.
خانواده آقای تصویری برای رسیدگی به جنایتی که علیه فرزندشان روا داشته شده شکایتی را تنظیم کرده اند و همچنین خود آقای بهرام تصویری به بازرسی زندان شکایت کرده است. فردی بنام رضا ترابیان او را تهدید کرده است که در صورت عدم رضایت عواقب وخیم آن را خواهد دید .و حتی احتمال قتل او در زندان وجود دارد.ترابیان می گوید پزشک قانونی به حرفهای تو و خانواده ات گوش نخواهد کرد و به حرفهای زندان گوش می دهد تو کی طی این مدت موارد زیادی را دیده ای.
در طی روزهای شنبه و یکشنبه حسن آخریان بدلیل شکایت کردن آقای تصویری و خانواده اش در مقابل چشمان سایر زندانیان او را برای مدت طولانی با باتون مورد شکنجه قرار داد. آخریان این زندانی را با شکنجه تحت فشار قرار داده است که باید رضایت بدهد و از شکایت خود منصرف شود.
زندانیان بی دفاع دیگری که با چنین شرایط مواجه شده اند و تعدادی از آنها هنوز در سلولهای انفرادی بسر می برند عبارتند از؛ احمد اشکان،رضا جلاله ،مجید افشار،محسن بیگوند ،نقی نظری،مهدی سورانی (در اثر شکنجه فکش را شکسته شده و در سلولهای انفرادی است)، قیصر اسماعیلی ،مجید محمودی،ناصر قوچان لو ،حسین کریمی،حمید اشکی ،شیر محمد محمدی،حسن شریفی،۶ ماه که بی جهت در سلولها انفرادی است و بصورت روزانه تحت شکنجه قرار دارد.

Tabriz Demonstration 27 May 2010/اعتراض و درگیری مردم تبریز با پلیس در جریان مسابقات فوتبال

Ahamdienjad speech disrupted by jobless protests/اعتراض به میزان ‘بیکاری’ در دیدار احمدی نژاد از خرمشهر

People of Khoramshahr, a south western city of Iran, disrupted Mahmoud Ahmadinejad’s speech with chants of “Unemployment! Unemployment!”

Ahmadinejad had travelled to Khoramshahr today for the anniversary of the liberation of the city during the Iran-Iraq War.

ISNA reports that protesters also protested during the speeches of the provincial officials chanting “We are unemployed!”

ISNA went on to say that Ahmadinejad reacted to these slogans saying: “The government is at your service and with the grace of God with widespread planning the roots of unemployment in the Province of Khouzestan will be destroyed.”

People chanting Bikari!” (unemployment!) during Ahmadinejad speech:

Ahmadinejad also said: “The government will work tirelessly alongside the people of Khouzestan until the province reaches is full potential.”

Khouzestan struggles with a 25 percent unemployment rate and a growing inflation.

Increasing rate of unemployment due to the closure of small production units and some big factories has raised the concerns of workers and a number of Islamic Republic officials.

Alireza Mahjoub, secretary general of House of Workers, announced in April that two thousand production units are faced with financial crises and every year on average “200 thousand workers” are being laid off.

He went on to add that the government plan to end subsidies will exacerbate this situation.

Iranian Employment Minister announced that Iran’s unemployment rate stands at 11.3 percent while The Economist magazine puts Iran’s unemployment rate at 13.2 percent.

Source: Zamaneh

اعتراض به میزان ‘بیکاری’ در دیدار احمدی نژاد از خرمشهر

در جریان سخنرانی محمود احمدی نژاد در خرمشهر، شرکت کنندگان با سر دادن شعار “بیکاری، بیکاری” از رئیس دولت خواستند تا برای کاهش میزان بیکاری تلاش کند.

به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، روز دوشنبه سوم خرداد (۲۴ مه) آقای احمدی نژاد که به مناسبت روز سوم خرداد به این شهر جنوب غربی ایران سفر کرده است، در برابر شعارهای شرکت کنندگان گفت: “با برنامه ریزی گسترده و با همت جوانان خرمشهر و خوزستان، ریشه بیکاری در خوزستان از بین خواهد رفت.”

شهر خرمشهر در سوم خرداد سال ۱۳۶۱ پس از ۵۷۸ روز اشغال توسط ارتش عراق، آزاد شد و پس از آن در ایران هر ساله سوم خرداد به عنوان روز “فتح خرمشهر” گرامی داشته می شود.

خرمشهر یکی از شهرهای اصلی استان نفت خیز خوزستان در جنوب است که در طول سالهای جنگ ایران و عراق به علت قرار گرفتن در مرز مشترک دو کشور صدمات فراوانی دید و مدت ها در اشغال ارتش عراق بود.

با پایان گرفتن جنگ ایران و عراق در ۲۷ تیر ۱۳۶۷بازسازی این شهر آغاز شد اما با دور شدن از زمان جنگ ایران و عراق، نحوه بازسازی این شهر، میزان بالای بیکاری و کمبود امکانات در این منطقه نفت خیز همواره موضوع بحث بوده است.

تجمع کارگران فولاد میبد یزد

همزمان با اعتراض به میزان بیکاری در دیدار آقای احمدی نژاد از خرمشهر، گزارش ها از تجمع کارگران شرکت فولاد میبد در اعتراض به آنچه “پرداخت نشدن حقوق و معوقات” خوانده شده است، حکایت دارد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) کارگران شرکت فولاد سازی میبد امروز (دوشنبه سوم خرداد ،۲۴ مه) در مقابل ساختمان فرمانداری شهر میبد تجمع کردند.

بنابر این گزارش، کارگران تجمع کننده مدعی شده اند که حقوق آنها برای پنج ماه پرداخت نشده است.

همچنین کارگران به تعطیلی چهار ماهه این کارخانه که گفته می شود به علت “نقص فنی در کوره بلند” آن روی داده است، معترض شده اند و علت آن را “بی کفایتی سهامداران جدید” عنوان کرده اند.

‘اعتراض به کار بدون دستمزد’

در خبری دیگر از اعتراض کارگران به آنچه “عدم پرداخت حقوق و معوقات” یاد می شود، خبر داده شده است. گزارش ها از شکایت قانونی کارگران کارخانه صنایع فلزی 1 در اسلامشهر تهران حکایت دارد.

به گزارش ایلنا، کارگران صنایع فلزی 1 در اعتراض به دریافت نکردن حقوق “شش ماه گذشته” خود به اداره کار اسلامشهر (واقع در جنوب تهران) اعتراض کردند.

بنابراین گزارش، کارگران می گویند که حقوق ماه های خرداد و تیر و همچنین ماه های بهمن و اسفند سال ۸۸ را هنوز دریافت نکرده اند و در دو ماه گذشته از سال ۱۳۸۹ هم حقوقی به آنها پرداخت نشده است.

‘تشکل های کارگری ایران در مقابل دولت’

در ماه های گذشته و در پی افزایش اعتراض کارگران اخراج شده از کارخانه ها در ایران، چند تشکل کارگری در ایران اعلام کرده اند که برای پیگیری خواسته های کارگران از سازمان تامین اجتماعی، با یکدیگر متحد می شوند.

بنابر گزارش خبرگزاری کارگران ایران، کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران، کانون کارگران بازنشسته و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی، حزب اسلامی رفاه کارگران و جامعه اسلامی کارگران هدف اتحاد خود را برون رفت از وضع موجود سازمان تامین اجتماعی اعلام کرده اند.

تشکل های کارگری خواهان اتحاد کارگران برای پیگیری اعتراضات خود به دولت و سازمان تامین اجتماعی، در شمار تشکل هایی هستند که توسط نهاد های رسمی متولی امور کارگران در ایران به رسمیت شناخته شده اند.

در سال های گذشته تشکل های مستقل کارگری و رهبران کارگران معترض همواره از سوی دستگاه های امنیتی ایران تحت فشار قرار گرفته اند و گروهی از رهبران تشکل های مستقل کارگری در زندان به سر می برند.

منبع : بی بی سی فارسی

Moms of Detained Hikers in Iran

Nora Shourd, Cindy Hickey and Laura Fattal, the mothers of the three Americans detained in in Iran, speak about being able to see their children after being granted weeklong visas to visit.

Detained Director, Jafar Panahi, on Hunger Strike/اعتصاب غذای جعفر پناهی در پی تهدیدخانواده وشکنجه روحی در زندان

Panahi was due to take his place on the Cannes jury this year. Instead, he is incarcerated in Tehran’s notorious Evin prison, after he was arrested for unspecified crimes. The festival has left an empty chair on the jury panel.

Stephen Frears, in Cannes for the premiere of Tamara Drewe, added his voice to the protests today, saying reports of the hunger strike were “terrible news”.

The director has made several films critical of the Iranian regime. All are banned in his own country. Last year, the government imposed a travel ban after he appeared wearing green – the colour worn by opposition Green Movement supporters – at the Montreal Film Festival.

Binoche is in Cannes to promote Certified Copy, a film directed be another Iranian film-maker, Abbas Kiarostami.

She sobbed as reports filtered through that Panahi had begun a hunger strike. Sitting beside her, Kiarostami called for his release.

“The fact that a film-maker has been imprisoned is itself intolerable,” he said. “If the Iranian government continues to refuse to release Jafar, then we need explanations.

“Jafar Panahi was inclined to make his films under clandestine, illegal circumstances, but that’s not his responsibility alone. The responsibility is that of the authorities who prevent him from carrying out his profession.

“When a film-maker, an artist, is imprisoned it is art as a whole that is attacked, and it is against this that we should react.”

Panahi, who won the Golden Lion at the Venice Film festival in 2000 for Dayereh, was arrested in March by plain clothes police who burst into his home.

Tehran has denied that his incarceration is “because he is an artist or for political reasons”, but opponents of the government believe he was arrested over plans to make a new film criticising the government.

Martin Scorsese, Oliver Stone and Steven Spielberg are among the high-profile directors petitioning for Panahi’s release.

(18 May 2010) Prominent Iranian director, Jafar Panahi, has gone on a hunger strike since Sunday, 16 May 2010, to protest abuse and ill-treatment as well as continuous threats against his family members.

During a telephone call to his family today, Panahi told them he is on a hunger strike and read a letter to them which he wished released to the Iranian media.

In the letter published by his family, Panahi stated that he has been threatened with arrests of his entire family. “On Saturday night [15 May 2010] agents attacked Evin’s Cell 56, forcing me and my cellmates outdoors without any clothing and kept us in the cold weather for one and half hours,” he wrote.

“On Sunday morning, they took me to interrogation room and accused me of filming the inside of my cell, which is absolutely false.  They then threatened that they would arrest my entire family and transfer them to Evin Prison, and that they would send my daughter to an unsafe detention center in Rajaie Shahr, ” Panahi added.

The International Campaign for Human Rights in Iran condemns the inhumane threats made against Panahi.   The Campaign holds Iranian authorities directly responsible for any harm which may come to Panahi’s physical health.  The Campaign is further concerned that Jafar Panahi’s courageous action to reveal his illegal and inhumane treatment, may increase physical and psychological abuse against him.

Regarding his decision to go on a hunger strike, Jafar Panahi has said:  ”I have not taken any food or liquids since Sunday morning [16 May 2010], and I would like to announce that unless the following demands are met, I will continue to refrain from eating and drinking, as I do not wish to turn into a guinea pig who is put under various torture, psychological and mental abuse, and subjected to false accusations.”

He made the following demands for ending his hunger strike:

“1. Contacting and visiting with my family to ensure their complete health.

2.  The right to having and consult with a lawyer after 77 days of detention.

3. Unconditional release until my trial date and final verdict.”

In the end, Panahi has said:  ”I swear upon the cinema in which I believe, that I will not stop my hunger strike until my demands are met.  My only demand is for my body to be delivered to my family to bury wherever they like.  This letter was written at 11:00 a.m. on 18 May 2010.”

Source: International campaign for Human rights in Iran

اعتصاب غذای جعفر پناهی در پی تهدیدخانواده وشکنجه روحی در زندان

جعفرپناهی کارگردان مطرح سینمای ایران از روز یک شنبه در پاسخ به فشارهای روحی و تهدید مداوم اعضای خانواده اش دست به اعتصاب غذا زده است. پناهی درتماسی که روز سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ماه با خانواده خود داشته است از اعتصاب غذای خود خبر داده و نامه ای را برای آنها خوانده که دراختیار رسانه ها قرارگیرد.

دراین نامه که توسط خانواده اش منتشر شده او گفته است که تهدید شده همه اعضای خانواده اش را دستگیر می کنند: « صبح روز یکشنبه مرا به بازجویی بردند و متهم کردند که از داخل سلول فیلمبرداری کرده ام؛ که کذب محض است. و بعد تهدید کردند که تمامی اعضای خانواده ام را دستگیر و به اوین منتقل خواهند کرد و دخترم را به بازداشتگاهی ناامن در رجائی شهر خواهند فرستاد و با این حرف ها قدرت تجزیه و تحلیل را از من سلب کردند.»

کمپین بین المللی حقوق بشر با محکوم کردن تهدیدات غیرانسانی که علیه این کارگردان مشهور سینمای ایران به منظور وادار کردن وی برای تحقیق برخی خواسته های غیرقضایی و امنیتی صورت می گیرد، وزارت اطلاعات را مسوول مستقیم هرگونه آسیب به سلامت جسمی وی می داند. کمپین همچنین نگران آن است که اقدام شجاعانه پناهی در افشای فشارهای غیرقانونی و غیرانسانی برعلیه خودش موجب افزایش موج تهدید وآزار واذیت جسمی وروحی وی بشود.

پناهی افزوده است: « بعد از برخورد ناشایستی که شنبه شب (۸۹/۲/۲۵)در هجوم مامورین به داخل سلول ۵۶ اوین صورت گرفت و متعاقب آن به مدت یک ساعت و نیم، من و هم سلولی هایم را بدون لباس در بیرون و در هوایی سرد نگه داشتند.»

این کارگردان مطرح سینما در خصوص تصمیم خود برای اعتصاب غذا گفته است: « ازیکشنبه صبح(۸۹/۲/۲۶)تا کنون هیچ چیز نخورده ام و نیاشامیده ام و حال اعلام می کنم اگر موارد زیر تحقق نپذیرد، من به نخوردن و نیاشامیدن خود ادامه خواهم داد؛ چرا که نمی خواهم تبدیل به موش آزمایشگاهی شوم که هر لحظه مرا به اتهامات واهی تحت شکنجه و آزارهای روحی و روانی قرار دهند.

وی درخواست زیر را برای پایان اعتصاب غذای خود مطرح کرده است:

۱.تماس و دیدار باخانواده ام و اطمینان کامل از سلامت آنها
۲.حق داشتن وکیل بعد از ۷۷روز و مشورت با او
۳.آزادی بدون قید و شرط تا تشکیل دادگاه و صدور حکم قطعی

او درپایان آورده است: «‌ به سینمایی که به آن معتقدم قسم می خورم تا تحقق خواسته هایم دست از اعتصاب غذا برنمی دارم و تنها خواسته ام این است که جنازه مرا به خانواده ام تحویل دهند تا هر کجا که مایل اند دفن کنند.» این نامه در ساعت یازده صبح ۲۸ اردیبهشت نوشته شده است.

BREAKING NEWS

ADVERTISEMENT

-